X
تبلیغات
سنگر جنگ نرم - اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی

سنگر جنگ نرم

اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی

مطابق یک تحقیق دانشگاهی در سال 83، براساس تحلیل محتوای شعارهای مردم تلاش شده تا تصویر دقیق تری از اهداف انقلاب ارائه شود. مقطع زمانی گردآوری این شعارها از مهر 1356 تا شهریور 1360 انتخاب شده است چرا که بنا به فرض این تحقیق در آن مقطع، هنوز انقلاب در جریان بوده و استقرار نیافته بود. در این تحقیق ازتمامی منابع مکتوب از جمله منابع چاپی و غیر چاپی و حتی مطالب نوشته شده بر روی دیوارها استفاده شده و آنچه که تحت عنوان شعار ثبت گردیده بود، استخراج گشته است. از میان آنچه گردآوری شده بود، حدود 4000 شعار انتخاب شد و مجموعه آنها به شش محور تقسیم گردید: محور اول، شعارهای مربوط و شرایط داخلی و وضعیت نامطلوب رژیم شاه، که حدود 20درصد کل شعارها را در بر می گرفت. محورهای بعدی، شعارهای مربوط به اهداف، ارزش ها و آرمان های انقلاب (18درصد) و شعارهای مربوط بعد از به قدرت رسیدن انقلابیون، شعارهای مربوط به شخصیت های انقلاب و در پایان، شعارهای مربوط به مقامات خارجی را شامل می شود.

در شعارهای مربوط به اهداف، ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی، اهداف و ارزش های سیاسی انقلاب 36درصد، اهداف و ارزش های فرهنگی 49درصد و اهداف و ارزش های اقتصادی تنها 5درصد از این شعارها را به خود اختصاص می دادند. به تعبیر دکتر محمد حسین پناهی استاد دانشگاه و محقق این تحقیق، اگر توزیع و تکرر شعارها را مبنا قرار دهیم، مشخص می شود که مهم ترین هدف انقلاب، در واقع اهداف و ارزش های فرهنگی آن است و در این راستا، اهداف و ارزش های سیاسی در اولویت بعدی قرار گرفته و در نهایت اهداف و ارزش های اقتصادی اولویت بسیار پایینی از خواسته های مردم در شکل گیری انقلاب را به خود اختصاص داده است. طبق این پژوهش در اهداف و ارزش های فرهنگی انقلاب، شعارهای مطرح آنها، ارزش شهادت و جانبازی(41درصد)، اهمیت دین اسلام و ضرورت توجه به آن(31درصد)، ارزش حجاب اسلامی(6درصد) را شامل می شود. همچنین نگاهی به ارزش های اقتصادی مطرح در زمان انقلاب، در قالب شعارهایی که بیان می شد، نشان می دهد نفی فقر و محرومیت های اقتصاد و حمایت از طبقات محروم در اولویت نخست و مخالفت با سرمایه داری ظالمانه در اولویت بعد، مهم ترین اهداف اقتصادی شکل گیری انقلاب اسلامی بوده است.

به استناد تحقیق دیگری در باره همان مقطع زمانی انقلاب، با استفاده از کتاب صحیفۀ نور، سخنان امام خمینی تحلیل محتوا شده است. در مقایسه ای بین شعارهای انقلاب، و گفتار و اعلامیه های امام، انجام مشخص می شود که این دو سازگاری زیادی با هم داشته و بسیار بر هم منطبق بوده اند. امام خمینی در آذر 57چنین اعلام نمود:«هدف ما، برقراری جمهوری اسلامی و برنامۀ ما، تحصیل آزادی و استقلال و سپردن اداره کشور به کارشناسان امین و حذف خیانتها... و اصلاح قانون اساسی است. » (پیام امام 14/8/57) چنان که در بسیاری از پیام ها و سخنان امام به تلاش برای اجرای احکام مترقی و سعادت آفرین اسلام و تحقق عدالت و پیشرفت در همه زمینه ها تأکید شده است. همانگونه که اشاره شد، آرمان های انقلاب اسلامی را از خلال شعارهای مردم و پیامهای امام خمینی به خوبی می توان شناخت، آرمان هایی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به صورت اصول مدوّن درج شده است. می توان این اهداف و آرمان ها را در سه دسته فرهنگی، سیاسی و اقتصادی طبقه بندی نمود:

1- آرمان های فرهنگی و اجتماعی، مانند: ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا، مبارزه با مظاهر فساد و تباهی، بالا بردن سطح آگاهی های عمومی، آموزش و پرورش همگانی، تقویت روح بررسی، تتبع و ابتکار و تشویق محققان، رفع تبعیضات ناروا وایجاد امکانات عادلانه برای عمومی، ایجاد نظام اداری صحیح، تأمین حقوق همه جانبه افراد، توسعه و تحکیم برادری اسلامی، تدوین قوانین و مقررات مدنی مناسب، برقراری حقوق مساوی برای مردم بدون توجه به قوم، قبیله، رنگ و نژاد، برخورداری همگان از تأمین اجتماعی، گسترش آزادی قانونمند اجتماعی.

2- آرمان های سیاسی، نظیر: سرنگونی نظام استبدادی و وابستۀ سلطنتی و ایجاد حکومت مردمی و مستقل، ادارۀ امور کشور براساس اصل اسلامی شورا و دعوت به خیر، نفی هرگونه ستم گری، ستم کشی، سلطه گری و سلطه پذیری، تأمین امنیت داخلی و نفی نفتیش عقاید، آزادی قانونمند نشریات، مطبوعات، اجتماعات و راهپیمایی ها، اتکاء به آرای عمومی در اداره کشور، طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب، محو هرگونه استبداد، خودکامگی و انحصار طلبی، تقویت کامل بنیۀ دفاع ملی، تنظیم سیاست خارجی مستقل، ایجاد روابط صلح آمیز با دول دیگر، حمایت مقدور از مبارزه حق طلبانه ستمدیدگان و مستضعفان در برابر مستکبران.

3- آرمان های اقتصادی، همچون: پایان بخشیدن به غارت بیت المال توسط خاندان پهلوی و مقامات رژیم سلطنتی، صیانت از ذخائر و معادن زیرزمینی، تلاش در راه پیشرفت تکنولوژیک، استقلال و خودکفایی اقتصادی، تأمین خودکفایی در علوم و فنون، پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه، تلاش در جهت ریشه کن کردن فقر و محرومیت، تأمین نیازهای اساسی مردم، تأمین شرایط برای اشتغال همگان، تنظیم برنامۀ اقتصادی کشور به نوعی که موجب خودسازی و افزایش مهارت و ابتکار افراد جامعه باشد، جلوگیری از استثمار و بهره کشی، منع اضرار به غیر، انحصار، احتکار و ربا، منع اسراف و تبذیر، جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد کشور، تلاش برای افزایش تولیدات کشاورزی و صنعتی، حرکت در مسیر عدالت اقتصادی و کم کردن فاصله طبقاتی، رسیدگی به روستاهای کشور و محرومیت زدایی از آنها.

*دستاوردها

بنابراین می توان گفت دستاوردهای انقلاب اسلامی، همان آرمان ها و اهدافی هستند که به صورت کلی و یا جزئی، بخش هایی از آنها تحقق یافته اند و یا پی گیری می شوند. مطابق تقسیم بندی قبلی فهرستی از رؤوس این دستاوردها در سه زمینه مزبور اینگونه قابل طرح است:

1- دستاوردهای فرهنگی و اجتماعی، مانند: به وجود آمدن محیط نسبی خوب جهت رشد کمالات اخلاقی، زدودن اغلب مظاهر فساد از عرصه جامعه، ارتقای نسبی سطح آگاهی های عمومی، ریشه کنی بی سوادی، افزایش امنیت اجتماعی و قضایی در بسیاری از موارد، رواج گونه های مختلف ادبیات انسان ساز اخلاق مدار، آموزنده، انقلابی و دینی، افزایش و رشد مطبوعات و نشریات مفید و سازنده، اسلامی کردن اغلب مقررات مدنی، جزایی و اقتصادی، گسترش و احیای تفکر دینی در اقشار مختلف فرهنگی و در اغلب سطوح اجتماعی، افزایش هماهنگی بین تعهد و تخصص در جامعه متخصصان کشور، همکاری ثمر بخش اساتید و پژوهشگران حوزه و دانشگاه، افزایش پانزده برابری ظرفیت دانشگاه ها، مردمی شدن قوای مسلح و ایجاد بسیج، تلاش در جهت معرفی و تعمیم الگوی زن مسلمان، افزایش تعداد و تنوع و توزیع جغرافیایی دانشگاهها، گسترش مراکز علمی و تحقیقی در همه زمینه ها، افزایش و گسترش مدارس در همه مقاطع، جهش در محتوا و تعداد عناوین منتشره کتاب و گسترش کتابخوانی، ایجاد خودباوری فرهنگی و علمی، جهش در ابتکارات و نوآوری های علمی، دستیابی به عرصه های فوق پیشرفته علمی از قبیل نانو تکنولوژی و شبیه سازی و ژنتیک و دانش هسته ای و...

در حوزۀ هنری و فرهنگی یکی از موارد قابل اشاره، سینمای ایران است که به اذعان تمامی صاحبنظران، قبل از انقلاب به هیچ وجه در دنیا مطرح نبوده و به حساب نمی آمده اما امروزه به عنوان یکی از جذاب ترین، صاحب سبک ترین و جزو چند سینمای مطرح جهان قرار دارد. موفقیت و دستیابی هر ساله دانش آموزان ایرانی به مقامات جهانی در المپیادهای علمی در رشته های مختلفی همچون فیزیک، ریاضی، شیمی، کامپیوتر و... در رقابت با کشورهای پیشرفته علمی یکی دیگر از شواهد رشد و توسعه علمی کشور در سالهای پس از انقلاب است. رشد کمی دانشجویان کشور یکی دیگر از شاخصهای توسعه علمی در سالهای پس از انقلاب می باشد. در حالی که تعداد دانشجویان دانشگاه های کشور قبل از انقلاب از مرز 150 هزار نفر تجاوز نمی کرده امروزه این تعداد به حدود دو میلیون و پانصد هزار نفر بالغ شده است. همچنین در خصوص رشد سطح تخصص باید اشاره نمود کشوری که در سال 1356با 33 میلیون جمعیت، نیازمند ورود پزشک از خارج(از کشورهایی همچون هند، بنگلادش و پاکستان و...) بوده هم اکنون با جمعیتی بیش از دو برابر، پزشک مازاد دارد و خود به دیگر کشورها پزشک صادر می کند.

2- دستاوردهای سیاسی، نظیر: ریشه کنی نظام استبدادی شاهنشاهی، استقرار نظام جمهوری اسلامی، استقلال سیاسی و قطع سلطه و مداخله ابر قدرت ها در سرنوشت کشور، تحقق الگوی نوین مردم سالاری دینی در ایران، شکل گیری گروه ها و تشکّل های سیاسی مختلف در عرصه رقابت سیاسی، توسعه آزادی های قانونی، تلاش در مسیر تحقق کامل پیوند دین و سیاست، رشد سیاسی و آگاهی های عمومی مردم، احیای روحیۀ عزت و سرافرازی ملی درعرصه جهانی، دستیابی ایران به جایگاه قدرتمند منطقه ای و بین المللی، حرکت در جهت تجدید حیات تمدن جهانی اسلام، تنظیم سیاست خارجی و ارتباط با دیگر دولت ها بر اساس اصول اسلامی عزت، حکمت، مصلحت و سیاست نه شرقی، نه غربی، گسترش پیام انسانی و آزادیبخش انقلاب و حمایتاز مظلومان در عرصه بین المللی، توجه بیشتر به جهان سوم و جهان اسلام در روابط خارجی، حضور قدرتمند و تأثیر گذار در مجامع و سازمان های بین المللی و ...

3- دستاوردهای اقتصادی، همچون: افزایش صادرات غیر نفتی، کاهش صادرات نفتی به نسبت افزایش جمعیت و هزینه ها، حرکت به سمت کاهش اتکاء بودجه به نفت، تنوع بخشی به تولید ملی و نجات از اقتصاد تک محصولی، توجه گسترده به مناطق محروم و دورافتاده، تحول اساسی در امکانات و زیر ساخت های روستایی مانند بسط و توسعه فعالیتهای عمرانی و رفاهی در سطح روستاها از قبیل تأسیس خانۀ بهداشت، ساخت راه، حمام بهداشتی، برق، آب لوله کشی، تلفن و تأسیس مدارس تا سطح دبیرستان، جهش در تولیدات کشاورزی و صنعتی متکی به فناوری بومی، پیشرفت در صنایع کشتی سازی، خودروهای سنگین و سبک، و ماشین آلات کشاورزی، جهش و توسعه صنایع مستقل نظامی و دفاعی، پیشرفت در صنایع هوافضا و ساخت موشک و ماهواره و هواپیما، توسعه و بهبود چشمگیر ارتباطات، جاده ها، راه آهن، فرودگاه ها و بنادر، افزایش وسیع آموزش و تربیت نیروی انسانی ماهر، افزایش چندین برابری سد سازی و نیروگاه های آبی، توسعۀ صنایع مختلف سنگین و سبک، افزایش سهم گاز در تأمین انرژی و پوشش دادن صدها شهر و میلیونها نفر، افزایش و توسعۀ ظرفیت پالایشگاه ها و صنایع گوناگون در حوزۀ نفت و گاز، خودکفایی در تأمین فرآورده های نفتی علیرغم افزایش شدید مصرف و جمعیت، توسعۀ ظرفیت پتروشیمی و افزایش تولید آن تا بیش از بیست برابر، پیشرفت در عرصه فناوری اطلاعات، ساخت بومی کارخانجات تأمین سوخت هسته ای و نیروگاه های اتمی، ساخت نیروگاه های بادی و...

در حیطۀ صنایع نظامی، در حالی که قبل از انقلاب تقریباً تمام تسلیحات نظامی کشور از خارج وارد می شد، هم اکنون نه تنها این نسبت تقریبا معکوس شده بلکه ایران در زمرۀ یکی از تولید کنندگان تسلیحات پیشرفته نظامی در جهان قرار گرفته و تولیدات خود را به بیش از 37 کشور جهان نیز صادر می کند. در حیطۀ صنعتی، کشوری که قبل از انقلاب تقریبا تمامی کالاهای صنعت ی خود را از خارج وارد می کرد و معدود کالاهای ساخت داخل آن نیز عموماً از کیفیت و مرغوبیت پایینی برخوردار بود، هم اکنون در اکثر زمینه ها خود به تولید کننده تبدیل شده است و تولیداتش نیز در بسیاری از موارد، از جهت کیفیت و استاندارد قابل رقابت با مشابه خارجی می باشد و در بسیاری از صنایع مصرفی و کالاهای واسطه ای به مرز خوداتکایی کامل رسیده است. در حیطۀ کشاورزی و دامداری طبق آمار رسمی دولت در سال 1356، دولت ایران فقط توانایی تأمین مواد غذایی مردم خود برای 33روز را داشته است و مجبور بوده باقی مواد غذایی خود را از خارج وارد کند. برای مثال مرغ را از فرانسه، تخم مرغ را از اسرائیل، سیب را از لبنان، پنیر را از دانمارک و... وارد می کرده لکن هم اکنون علی رغم دو برابر شدن جمعیت، بیش از 300 روز در سال مواد غذایی خود را در داخل تأمین می کند و در اکثر زمینه ها خود اتکا شده است.

در بسیاری ازمحافل و گفتگوها به هنگام بررسی وضع اقتصاد پس از انقلاب، مباحث به گرانی و تورم تقلیل پیدا می کند و قیمت اجناس و کالاهای اساسی، قبل و بعد از انقلاب با هم مقایسه می شود. در این موارد تبعاً مخالفان، قیمت بالای کالاها و خدمات در شرایط کنونی را مهم ترین دلیل برای ناکامی اقتصاد پس از انقلاب می دانند، در مقابل موافقان، ضمن توجه به این امر امر، به بسیاری از تحولات اساسی اقتصادی و صنعتی استشهاد می کنند و از خدمات رسانی به روستاها، افزایش تولیدات صنعتی و پتروشیمی، گازرسانی به بیشتر نقاط کشور، توسعه جاده ها و راه آهن و فرودگاه ها، افزایش سد سازی و بومی شدن فناوری آن، انرژی هسته ای، توان بازداندۀ دفاعی و... سخن می گویند. در این موارد بایستی به همه آثار و دستاوردهای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی انقلاب به طور جامع نگاه کرد و معدل گرفت و نباید با اغراق در مورد گرانی برخی کالاها سایر رهاوردهای انقلاب مردم نادیده گرفته شود. به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران، کارنامۀ عملکرد نظام جمهوری اسلامی، با توجه به تغییرات عمده شرایط و افزایش هزینه ها و مشکلات کشور در سالهای پس از انقلاب، با عنایت به حجم کارهای انجام شده، مصداق کارآمدی نسبی است. به عنوان مثال، نیکی کدی نویسندۀ آمریکایی و یکی از کسانی که وضعیت ایران در یکصد سال اخیر را مورد مطالعه قرار داده است، علی رغم اشتباهاتی که در تفسیر بخشی از سیاست های جمهوری اسلامی در اثر خود به نام بررسی ریشه های انقلاب اسلامی، داشته است، در نوشتۀ آخر خود تحت عنوان « نتایج انقلاب ایران» نتوانسته از ذکر برخی تحولات چشمگیر پس از انقلاب خوداری ورزد. او می نویسد: « در ایران، زمامداران اسلام گرا سیاست هایی را به اجرا در آوردند که در نهایت به توسعۀ یک جامعۀ سالم تر، آموزش دیده تر و فرهیخته تر کمک کرد.»

*معیارهای ارزیابی نتایج انقلاب

در باب شناخت انقلاب اسلامی، یکی از مهم ترین و حساس ترین پرسش ها اینست که انقلاب اسلامی در عمل چه آثار و نتایجی داشته است؟ طبعاً سه ده پس از پیروزی انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی همه ما در اطراف خود مسائلی را لمس وتجربه می کنیم که بعضاً برایمان تلخ یا شیرین می نماید و آنها را نوعاً به حساب پیامدهای انقلاب اسلامی می گذاریم. اما صحیح آن است که آثار ونتایج انقلاب اسلامی به طور عالمانه و منصفانه تبیین وارزیابی شود. بعضی از مردم به هنگام مواجهۀ روزمره با کثیری از وقایع و حوادث د روهلۀ اول با آنها فقط برخوردهای احساسی و عاطفی دارند تا آنجا که در شرایطی دیگر کاملاً به عکس تصور کنند. برای اجتناب از این گونه افراط و تفریط ها بهتر است بر مهم ترین ملاک ها و شیوه های ارزیابی نتایج انقلاب مروری داشته باشیم: 1- مقایسۀ نتایج و آثار بااهدف انقلاب، 2- مقایسه نتایج و آثار با امکانات دولت و کشور، 3- سنجش نتایج و آثار انقلاب با اهداف و امکانات به طور همزمان، 4- مقایسۀ وضع موجود با کشورهای پیشرفته، 5- مقایسۀ وضع موجود با قبل از انقلاب.

1- اهداف انقلاب اسلامی بعنوان ملاک ارزیابی: انقلاب اسلامی در همۀ ابعاد فردی و اجتماعی، داخلی و خارجی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، اهداف بسیار بلندی برای مردم و دولت ترسیم نموده است. این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و معارف پیامبر(ص)و اهل بیت (ع) هستند که در کلام امام خمینی و شعارهای مردم در دوران انقلاب متجلی شده اند. این اهداف در قانون اساسی بصورت رسمی و قانونی گنجانده شده و مجدداً به تأیید و تصویب امام و مردم رسیده اند. طبعاً این اهداف یکی از بهترین ملاک ها برای سنجش وضعیت کنونی نظام و ارزیابی آثار و نتایج انقلاب اسلامی هستند. همانگونه که قبلاً اشاره شد، اهداف انقلاب و نظام با مطالعۀ آنها و با اتکاء به اخبار و اطلاعات صحیح، نسبت به آثار و نتایج انقلاب اسلامی ارزیابی و قضاوت نماید. بر اساس تحقیق تخصصی و مشاهدۀ عمومی، می توان این واقعیت را مطرح کرد که در بسیاری از آن اهداف توفیقات نسبی حاصل شده و در پاره ای دیگر عدم توفیق هایی دیده می شود، ولی جهت گیری کلی امور به سمت تحقق آنهاست. هیچگاه کسی اصل اهداف و ضرورت حرکت به سمت آنها را نفی نکرده است، هر چند بعضی از دولت ها با تشخیص و توان خود مواردی را بهتر پی گیری نموده اند و بعضی دیگر کوشیده اند جامعیت و هماهنگی همۀ اهداف را بیشتر رعایت کنند. در مجموع می توان گفت که اگر آثار و نتایج انقلاب با اهداف آن مقایسه شود نتیجۀ امیدوار کننده ای حاصل می شود.

2- امکانات بعنوان ملاک ارزیابی: انقلاب اسلامی برای تحقق اهدافش و برآورده کردن خواسته ها و نیازهای مردم چه امکاناتی در اختیار داشته است؟ این پرسش، عقلایی است و در رشته های علمی و معرفتی گوناگون به صور مختلفی متجلی شده است. مثلاً در علم حقوق و فقه می گویند:«تناسب حق و تکلیف» یعنی اگر کسی تکلیفی برعهده داشت باید متناسب با آن توانایی ها و حقوقی داشته باشد تا بتواند آن تکلیف را انجام دهد. در علم مدیریت از «تناسب وظایف و مأموریتها با امکانات و اختیارات» سخن می گویند. اصل سوم قانون اساسی نیز نکته فوق را ملحوظ داشته و چنین آورده که: « دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همۀ امکانات خود را برای امور زیر به کار برد» با توجه به وسعت و کثرت اهداف انقلاب اسلامی که در اصل سوم بیان شده است، امکانات بسیار عظیمی باید در اختیار قوای مسئول کشور باشد. همانطور که می توان اهداف و نیازهای انقلاب و نظام را به دو دستۀ مادی و معنوی تقسیم نمود، امکانات نیز اعم از مادی و معنوی است. امکانات کیفی و معنوی را می توان به این شرح برشمرد: 1- ایمان و روحیه 2- اراده و عزم ملی 3- علم و عقل 4- زمان، وامکانات مادی را هم به این شرح می توان نام برد: 1- منابع طبیعی 2- سرمایه 3- دانش و فناوری 4- سیستم ها و ساختارها.

از نظر معنوی می توان پذیرفت که انقلاب اسلامی امکانات عظیمی را آزاد و فراهم کرد. بنابراین برای تحقق اهداف باید انتظار بالایی از آن داشت. اما چرا برخی از اهداف آنچنانکه باید و شاید حاصل نشده اند؟ در پاسخ باید گفت اولاً امکانات معنوی عمدتاً شرط لازم برای تحقق اهداف هستند ولی شرط کافی نیستند بلکه باید امکانات و ابزار مادی هم فراهم باشد. در بسیاری از موارد امکانات مادی و معنوی لازم و ملزوم یکدیگرند. ثانیاً بخش زیادی از امکانات معنوی و بسیج عمومی مردم برای حضور و مشارکت، صرف دفع آفات و موانع انقلاب و حفظ اصل نظام و انقلاب و آب و خاک کشور شد، و تحقق اهداف را تحت الشعاع قرار داد. در واقع، مقاطعی پیش آمد ک عملاً انرژی کافی مبتنی بر امکانات معنوی چنان مستهلک شده بود که چیزی برای پی گیری اهداف باقی نمی ماند. آشوب ها و تشتت های داخلی، محاصرۀ اقتصادی، حملۀ نظامی، تهاجم فرهنگی، امواج تروریسم، تفرقه و انحراف بعضی جریان های داخلی، آفات و موانعی هستند که توان و انرژی فوق العاده سنگینی برای دفع آنها صرف شده است و در نتیجه تحقق برخی اهداف دچار رکود و تأخیر شده اند.

یکی از مهم ترین امکاناتی که برای تحقق هر هدفی مورد نیاز است، مقولۀ زمان و زمانبندی مقتضی است. بر اساس دانش و تجربه برای نیل به اقتصادی صحیح و عادلانه که رفاه عمومی و رفع فقر را به ارمغان آورد و در زمینه کار و بهداشت و مسکن و تغذیه هیچ نوع محرومیتی نباشد، حتی در صورت فراهم بودن همۀ امکانات مادی و معنوی، به چند سال زمان نیاز است؟ مسلماً رسیدن به این هدف، زمان خیلی زیادی نیاز دارد. اقتصاد سرمایه داری غرب که برای تحقق رفاه کنونی بعضی کشورها حداقل چند قرن، زمان سپری کرده است هنوز در زمینۀ رفع فقر و بیکاری، به طور کامل موفق نبوده و آمار حکایت از آن دارد که ده ها میلیون نفر در کشورهای مرفه غربی زیر خط فقر زندگی می کنند. اقتصاد دولتی و سوسیالیستی بلوک شرق نیز نزدیک هفتاد سال برای ایجاد رفاه عمومی و رفع فقر تلاش کرد اما توفیق چشمگیری نداشت و سرانجام دستخوش فروپاشی و اضمحلال گردید.

اصولاً برخی از اهداف مندرج در اصل سوم قانون اساسی، متخذ از قرآن و سنت می باشند و مکتب اسلام از صدر ظهور خود آنها را به عنوان اهداف و ایده آل های نوع بشر مطرح کرده است و در صورت فراهم بودن امکانات در هر عصر و دوره ای، انسانها بطور نسبی می توانند به آنها نائل شوند. بنابراین انقلاب اسلامی نیز با سی سال عمر و کمبود امکانات و هجوم آفات و موانع، راه درازی تا تحقق اهداف اصولی و کلان خود دارد. بنابر این نکته مهم آن است که حداقل مردم مطمئن باشند که در مسیر تحقق اهداف قرار دارند. پس از بررسی امکانات کیفی و معنوی و نقش آنها در تحقق اهداف، اینک امکانات مادی و اقتصادی انقلاب اسلامی را بررسی می کنیم. در باب اهمیت امکانات مادی کافی است به این نکته اشاره کنیم که ای امکانات نه تنها برای تحقق اهداف و نیازهای مادی لازم و ضروری هستند، بلکه حتی پیشبرد اهداف معنوی و کیفی نیز نیازمند استفاده از ابزارها و امکانات مادی است. برای مثال بند 1 از اصل سوم قانون اساسی یک هدف کاملاً اخلاقی و معنوی است: «ا- ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیۀ مظاهر فساد و تباهی».

بدیهی است که مبارزه با کلیۀ مظاهر فساد و تباهی نیازمند هزینه و آموزش و تشکیلات گسترده ای است و شناساندن و ترویج فضایل اخلاقی نیز مستلزم امکانات و هزینه است. ضمن آن که از بین بردن زمینه های بسیاری از ناراستی ها و ترغیب مردم به تقویت فضایل، در گرو حل بسیاری از مشکلات اقتصادی است. نیز وجود یک اقتصاد مولّد و عادلانه که در آن انسان ها مجبور نباشند برای رفع نیازهای مادی شان اخلاق و درستی را زیر پا بگذارند، از پیش شرط های ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی است. بنابراین نظام مولود انقلاب اسلامی با اهداف وسیع و متعالی، نیازمند امکانات مادی و اقتصادی بسیار گسترده ای است. پس به حکم عقل و انصاف، در ارزیابی آثار و نتایج انقلاب اسلامی بخصوص در ابعاد اقتصادی و رفاهی باید میزان ظرفیت ها و امکانات اقتصادی و مادی موجود را مورد توجه قرار داد.

از سوی دیگر طی سی سال گذشته جمعیت کشور بیش از دو برابر شده و موجب کاهش سهم امکانات محدود می شود. همچنین از لحاظ کیفی نیازها و خواسته های مردم چند برابر شده است. زیرا: متأثر از شعارهای عدالت خواهانه و آرمانی انقلاب اسلامی، توقعات مردم از این نظام بیشتر است، با دو برابر شدن جمعیت شهری و بالا و متنوع بودن الگوی مصرف زندگی شهری، افزایش انتظارات اجتماعی را به بار آورده است، و مبتنی بر عدالت خواهی و امکان مقایسۀ سطح زندگی توسط رادیو و تلویزیون، الگوی مصرف روستایی نیز همانند الگوی مصرف شهری شده است. در شرایط کنونی نیز به رغم افزایش مقطعی قیمت نفت، به علت کاهش قدرت خرید و گسترش بی سابقه عملیات عمرانی در سراسر کشور وچند برابر شدن هزینه های خدمات رسانی به مردم و توسعه زیر ساخت ها به همه نقاط کشور پهناور ایران، هنوز هم به نسبت جمعیت و هزینه ها، امکانات دولت برای توسعه مطلوب کشور کافی نبوده است. آنچه که تاکنون حاصل شده، معجزۀ اراده یک ملت است نه ناشی از معادلات معمول هزینه – فایده یا توسعۀ مبتنی بر امکانات و سرمایۀ کافی و مناسب.

با این تفاصیل، انتظارات و خواسته های مردم از لحاظ کمی و کیفی نسبت به سال آخر رژیم شاه چندین برابر شده است. بنابراین از لحاظ مفروضات نظریه سیستم ها، این حجم از توقعات و انتظارات که به این سرعت متوجه هر نظام سیاسی شود می تواند بحران زا و فلج کننده باشد. لکن طی این سه دهه به دلیل انعطاف و ظرفیت بالای انقلاب اسلامی، نظام به مشکلات ناشی از این شرایط فائق آمده است. زیرا از یک طرف دولت ها علی رغم این مشکلات و کمبودها، با شدت و ضعف و کم و بیش، خدمات رسانی خود را در حد مقدور افزایش داده اند و از طرف دیگر مردم بخاطر مشروعیتی که برای نظام متعلق به خودشان قائل هستند، کوشیده اند تا حد مقدور خواسته ها و انتظارات خود را کنترل کنند. در سال های گذشته، تولید نفت نسبت به رژیم شاه، نصف شده است که این امر خودش از اهداف انقلاب اسلامی بود. زیرا نفت یک مادۀ معدنی تجدید ناپذیر و تمام شدنی است که امام معتقد بود باید تولید آن حساب شده و محدود باشد تا نسل های آینده نیز از درآمد نفت و انرژی سوختی آن بهره مند باشند. اما طی این مدت مصرف داخلی نفت چند برابر شده است. این افزایش از نظر ارزیابی آثار و نتایج انقلاب حاوی علایم و پیامهای خوب و بد است: از یک طرف نشان می دهد که نفت در سطح وسیع و بین اقشار مردم توزیع می شود، و از طرف دیگر حاکی از این واقعیت نیز هست که نفت به صورت غیر بهینه مصرف می شود. همچنین آمار و قرائن نشان می دهد که توزیع و مصرف این مادۀ ارزشمند همراه با یارانۀ دولت، ناعادلانه است و سهم یک فرد مرفه و متمول شهری از یارانه های دولتی دهها برابر یک فرد روستایی و چندین برابر بخش زیادی از مردم است. در اینجا برای ارزیابی آثار و نتایج انقلاب اسلامی، از منظر امکانات، می توانیم به این نتیجه برسیم که: با توجه به امکانات بالنسبه محدود مادی و افزایش مشکلات و تقاضاها، با اذعان به وجود و حتی در مواردی افزایش مشکلات مردم، آنچه که در زمینه تحقق اهداف و خواسته های مادی مردم صورت گرفته است، مثبت، رو به پیشرفت، قابل توجه و امیدوار کننده می باشد.

3 – تلفیق اهداف و امکانات در ارزیابی: معمولاً بعضی از مردم آثار و نتایج انقلاب را با ملاک اهداف و نیازهای خود می سنجند که در این صورت چون برخی از این اهداف و نیازها چنانکه باید و شاید محقق نشده اند، نمره خوبی به دستاوردهای انقلاب نمی دهند. از سوی دیگر دولت ها و سایر قوای مسئول که طبق قانون اساسی مکلف به تحقق اهداف انقلاب اسلامی اند، عملکرد خود را با توجه به امکانات مادی که در اختیار داشته اند می سنجند و نظربه تنگناها و مشکلاتی که از این بابت وجود داشته، قاعدتاً نمره بالایی به خود می دهند و آثار و نتایج انقلاب را عمدتاً خوب و بالا ارزیابی می نمایند. بنابراین دولت و بخش هایی از مردم به دلیل تفاوت ملاک، ارزیابی های متفاوتی از آثار و نتایج انقلاب دارند. برای رفع این تفاوت شایسته است به ملاک مشترک عالمانه ومنصفانه ای رجوع کنیم. برای ارزیابی رهاوردهای انقلاب بهتر است از هر دو ملاک اهداف و امکانات به صورت تلفیقی و توأمان استفاده شود. اگر ملاک تلفیقی مورد قبول واقع شود از یک سو آحاد ملت تلاش می کنند همۀ ظرفیت و توان های بالقوۀ خود را فعال سازند و از سوی دیگر تا حد ممکن مطالبۀ نیازها را بر مبنای اولویت بندی واقع بینانه، پی گیری کنند. ههۀ دولت ها و سایر مسئولان نیز همچون دولت کنونی که واقعاً شایستۀ صفات تلاشگری، پرکاری، مردم مداری، خدمتگذاری و آرمانخواهی است، خواهند کوشید ضمن توزیع عادلانه امکانات محدود، به مطالبات فوری و مهم اکثریت مردم بیشتر توجه نمایند، و اعتماد و مشارکت عمومی را در رویارویی با محدودیت ها و تنگناها جلب کنند.

٤ - مقایسه با کشورهای پیشرفته: مانند دیگر انقلابها، انقلاب اسلامی ایران نیز تلاشی بود برای تغییر اساسی وضع موجود(نظام شاهنشاهی) و برقراری وضع مطلوب (جمهوری اسلامی). یکی از ملاک هایی که می تواند معلوم کنند که انقلاب در تحقق مدینۀ فاضله و جامعۀ آؤمانی خود به چه نتایجی رسیده، وضعیت و موقعیت کشورهای موسوم به پیشرفته و توسعه یافته است. این کشورها در نظر برخی از افراد، الگوی توسعه و تحول هستند و از دریچۀ تبلیغات انبوه رسانه ها اینک در مرحله ای از ثبات و رفاه محسوب می شوند که به معیار سنجش تبدیل گشته اند. بسیاری از افراد غرب رفته یا غرب نادیده، دانسته یا ندانسته، به عمد یا غیر عمد از آسایش و رفاه و امنیت و... آن کشورها سخن می گویند.اغلب رسانه های گروهی داخلی نیزبه همین سبک، با نمایش زندگی مردم آن سامان، مخاطبان خود را به مقایسۀ وضع ایران با آن کشورها سوق می دهند، که نتیجۀ این مقایسه نیز کم و بیش روشن است. اما برای استفاده از این ملاک و معیار، در سنجش و ارزیابی آثار و نتایچ انقلاب و عملکرد نظام، حتماً باید به چند نکته توجه داشت تا نتیجۀ سنجش، عالمانه و منصفانه باشد:

اولاً کشورهای پیشرفته و مرفه اقتصادی و صنعتی طی چه زمانی، طی چه مراحی و با چه امکاناتی به وضع موجود فعلی رسیده اند؟ از لحاظ نظری و فکری و فرهنگی و علمی، آنها حداقل این مسیر را از 5 قرن قبل و از زمان زنسانس آغاز کرده اند و از لحاظ علمی، فنی و تکنولوژیک و از لحاظ اداری و سیاسی و حقوقی، این مهم را از دویست سال پیش با انقلاب فرانسه شروع نموده اند. با این شاخص ها، مقایسه انقلاب سی سالۀ ایران با آنها وجهی نداشته و فعلاً زمان برای چنین مقایسه ای زود است. ثانیاً مهم ترین هدف و غایت دولت و تمدن نوین غربی، ایجاد بهشت روی زمین بود. این هدف در ضدیت با فرهنگ و سلطه کلیسای قرون وسطی بود که بطور افراطی و بی توجه به نیازهای مادی، انسانها را دعوت به ترک دنیا و تقرب به یک خدا و آخرت آلوده به خرافات می نمود. در حالی که انقلاب اسلامی هدف غایی و نهایی اش، تأمین سعادت دنیا و آخرت و حصول معنویت با بهره مندی از نعمات مادی پروردگار و تقرب به خدای متعال است. البته به طور واقعی و متعادل، اقتصاد و نیازهای مادی به عنوان وسایل و ابزار رشد و کمال، ارزش دارند، و ساختن آخرت در مزرعۀ دنیا صورت می پذیرد.

حال باید دید که پس از پانصد سال بهشت موعود زمینی غرب چیست و به چه بهایی به دست آمده است؟ و چشم انداز آیندۀ آن چیست؟ مهم ترین هزینه و پیامد این بهشت روی زمین و جامعۀ مادی و رفاهی، آلودگی و تخریب شدید اخلاق و هویت انسانی و محیط زیست اجتماعی و طبیعی، بوده است. یعنی بهشت طبیعت و فطرت مبدل به جهنم می شود تا بهشت خیالی جامعه مدرن حاصل شود. اینک تمدن غربی با این سؤال اساسی مواجه است که آیا آنچه را که از دست داده و چشم انداز ترسناکی که از این رهگذر برای آینده وجود دارد، نسبت به آنچه که به دست آورده می ارزد یا خیر؟ این بهشت روی زمین به بهای استعمار و استثمار و عقب ماندگی جهان سوم حاصل شده است، و در حال حاضر فقط بخشی از 15 درصد جمعیت جهان که در نیمکرۀ شمالی هستند از مواهب این بهشت کاذب مادی برخوردار هستند که در آنجا نیز بسیاری از مردم در مرز یا زیر خط فقر زندگی می کنند. بنابراین استفاده از ملاک کشورهای پیشرفته برای سنجش و ارزیابی آثار و نتایج انقلاب جای تردید و تأمل دارد. چون غایت فرهنگ و ارزش های آنها مادیت و اصالت منافع فردی است، و حالی که غایت انقلاب اسلامی سعادت توأمان مادی و معنوی است.

٥- مقایسۀ پس از انقلاب با قبل از انقلاب: یکی از رایج ترین شیوه های سنجش و ارزیابی آثار و نتایج انقلاب، مقایسه با قبل از انقلاب می باشد. اما بخش عمده ای از جمعیت جوان کشور خود شخصاً نظام پیشین را مشاهده و تجربه نکرده اند، و شاید دقیقاً ندانند و در نیابند که چرا نسل قبل، دست به انقلاب زده است. این نسل، وضعیت موجود نظام را با انتظارات و توقعات و آرمانهای خودش می سنجد و بعضاً ممکن است وضعیت مادی زندگی غربی تبلیغ شده در رسانه ها را الگوی ارزیابی و سنجش قرار دهد. اما نسلی که شرایط قبل از انقلاب را درک و لمس کرده و خود در وقوع و پیروزی انقلاب نقش آفرینی کرده، تحت چه شرایط و ضوابطی قبل و بعد از انقلاب را مقایسه می کند؟ عمدۀ این نسل، زحمات و لطمات انقلاب و جنگ را صبورانه و داوطلبانه به امید تحقق اهداف و آرمان های والای انقلاب تحمل کرده اند و بسیاری از نتایج اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نظام را مثبت تلقی کرده و عملکردها و روندها را در راستای تحقق اهداف می دانند. اما در عین حال از برخی مسایل رنج می برند و از یک حکومت الهی و مردمی بسیار بیشتر انتظار دارند.

اما بسیاری از اینان آثار و دستاوردهای سیاسی، معنوی و فرهنگی، و حتی اقتصادی انقلاب را آنقدر زیاد و روشن می بینند که معتقدند با تمام مشکلات، خسارات و هزینه های مادی و غیرمادی که تاکنون به نظام تحمیل شده، این دستاوردها بسیار ارزشمند است. بسیاری از پژوهشگران برآنند که ایران از نظر فردی و اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، داخلی و خارجی، طی سه دهۀ گذشته تحولات وسیع و عمیق و عمدتاً مثبتی را حاصل کرده است. لکن شدّت حبّ و بغضهای موافقان و مخالفان و غوغای طبیعی انقلاب و جنگ تا کنون مانع از آن بوده که این امر بطور عالمانه ودلسوزانه و نقادانه بطور روشن و دقیق، تحقیق و تبیین شود. اگر مبتنی براطلاعات وسیع و عمیق و به مدد ملاکهای علمی و عینی آثار و نتایج انقلاب اسلامی را بررسی کنیم مشاهده می شود که اهداف زیادی محقق شده و اهداف زیادی هم در راستای تحقق هستند. به امید تحقّق تمامی آرمان های انقلاب اسلامی انشاءالله 

  منبع : مقاله صادق تهراني

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 11:55  توسط همسنگر  |